|
1 ـ آپكس، APEXـ
در مفهوم لغوي به معناي رآس هر زاويه يا نقطه اوج است، ولي در ستاره شناسي به
يك نقطه در صورت فلكي هركول (جاثي يا زانوزده) گفته مي شود كه به نظر مي رسد
خورشيد و ساير ستارگان مجاور، به سمت أن در حركت اند. در مسير حركت زمين به دور
خورشيد نيز از واژه براي ناميدن يك نقطه در زمان معين در هر قسمت از مدار
استفاده مي كنند.
2ـ ألفا، ALPHAـ اولين حرف از 24
حرف الفباي يوناني است كه با علامت ( ) نشان داده مي شود و كاربرد زيادي در
نامگذاريهاي علمي دارد. در ستاره شناسي براي ناميدن روشنترين ستاره هر صورت
فلكي از اين نماد به صورت پيشوند استفاده مي كنند؛ به اين معنا كه ابتدا حرف
ألفا را مي نويسند و سپس نام كامل يا اختصاري صورت فلكي را ذكر مي كنند. مثلاً
پرنورترين ستاره صورت فلكي دب اكبر (URSA-MAJOR)
را به شكل (Um.آلفا)
نمايش مي دهند. به هسته اتم هليم كه داراي بار الكتريكي مثبت است و به مقدار
فراوان در واكنشهاي هسته اي در ستارگان توليد مي گردد نيز آلفا يا اشعه آلفا
گويند.
3ـ آنومالي، ANOMALY ـ
زاويه اي است كه از أن براي توصيف حركت يك جسم در مدار بيضي شكل استفاده مي شود.
أنومالي به اشكال مختلفي تقسيم مي شود كه عبارتند از : أنومالي حقيقي، أنومالي
متوسط و أنومالي خارج از مركز ( به شكل نگاه كنيد).
4ـ أنومالي حقيقي، TRUE ANOMALYـ
زاويه مابين خط و اصل نقطه كانوني مدار بيضي شكل با جسم متحرك و محور بزرگ بيضي
است كه با نماد (υ)
نمايش داده مي شود. با توجه به شكل 1 ديده مي شود كه تصوير يك جسم متحرك در
مدار بيضي شكل، همواره در مسير دايره اي، با خط عمود بر محور بزرگ بيضي مشخص مي
گردد.
5 ـ أنومالي خارج از مركز، ECCENTRIC ANOMALY
ـ پارامتر مفيدي است كه براي تبيين تغيير طول شعاع دايره محيطي به كار مي رود و
با (E) نشان داده مي شود. به كمك زاويه
أنومالي خارج از مركز مي توان حركت جسم B
را در يك مدار دايره اي نيز تعقيب نمود. أنومالي متوسط (M)
زاويه ميان خط (PF) و خط و اصل ( F)
به يك جسم فرضي است. اين جسم فرضي داراي يك چرخه مداري مشابه چرخه يك جسم حقيقي
مي باشد،اما مسير خود را با يك سرعت زاويه اي ثابت طي مي كند.
6 ـ ابر نواختر، SUPER NOVA
ـ يك ستاره انفجاري است كه روشني أن ناگهان تا يك ميليون درجه افزايش مي يابد و
هرگز كاملاً به روشنايي اوليه اش باز نمي گردد.
7 ـ اپسيلون، EPSILON ـ پنجمين
حرف از الفباي يوناني با نماد (E) يا (
ε)
است.
8 ـ اتا، ETA ـ هفتمين حرف از
الفباي يوناني با نماد (H) يا (η)
است.
9 ـ اتحاديه بين المللي نجوم، INTERNATIONAL ASTRO
UNION NOMICAL ـ سازماني با علامت اختصاري
(IAU ) است كه در سال 1919 ميلادي
براي يكسان كردن فعاليت هاي ستاره شناسي بين المللي و به عنوان مكان ثابت
دريافت اطلاعات نجومي تآسيس گرديده است و در حال حاضر حدود هشت هزار محقق ستاره
شناس از سراسر دنيا در أن مشغول فعاليت اند.
10 ـ اثر داپلر، DOPPLER EFFECT
ـ به أن اثر داپلر ـ فيروز نيز اطلاق مي شود و
نمايانگر تغيير ظاهري طول موج نور يا صوت به سمت ناظر حركت كند، أبي رنگ و
چنانچه از ناظر دور شود، سرخ رنگ به نظر مي رسد؛ بنابراين تغيير طيفي ستارگان
سرخ رنگ أسمان شب، اگر به دليل دماي سطحي نباشد، به خاطر اثر داپلر خواهد بود و
نشان مي دهد كه ستاره از ما دور مي شود. چون حركت يك امر نسبي است حتي اگر
ستاره ثابت باشد و ما از أن دور شويم باز هم به رنگ سرخ رؤيت خواهد گرديد.
11ـ اثر زيمان، ZEEMAN EFFECT
ـ وقتي خطوط طيفي در يك جسم ملتهب نشري به دليل وجود ميدان هاي قدرتمند
مغناطيسي شكافته شوند، اثر زيمان پديد مي أيد. تغيير خطوط طيفي متناسب با تغيير
ميدان مغناطيسي است.
12ـ اختر شناس بصري، ASTRONOMER
ـ كسي كه به كمك ابزار بصري ـ مانند تلسكوبهاي شكستي يا بازتابي ـ به تعيين
موقعيت اجرام سماوي و تحقيق درباره أنها مي پردازد.
13 ـ اخترشناس راديويي، RADIO ASTRONOMER
ـ كسي است كه به كمك تلسكوپهاي راديويي به تحقيق و تفسير امواج راديويي رسيده
به زمين مي پردازد.
14ـ اخترشناسي،
ASTRONOMY ـ دانشي است كه از اوضاع، حركات، فواصل نسبي و پديده هاي فيزيكي و
شيميايي رخ داده در اجرام سماوي صحبت و بحث مي كند.
15ـ اختر فيزيك،ASTROPHYSICS ـ دانشي است كه در مورد فرضيات فيزيكي پديده
هاي نجومي بررسي و تحقيق مي كند.
|