42- بين ستاره اي ، INTERSTELLAR - موادي هستند كه در كهكشانها ، بين ستارگان
منفرد با فاصله چندين سال نوري از هم قرار گرفته اند . در كهكشان ما – راه شيري
– مواد بين ستاره اي تنها يك دهم جرم تمام ستارگان را شامل مي گردند . ايم مواد
عموماً شامل ابرهاي تيره گاز و غبار هستند و طيف سنجي آنها نشان مي دهند كه
توده گازي ، از هيدروژن يونيزه شده ، هيدروژن طبيعي ، توده هاي ذره و اجتماعات
بزرگتر غبار ناشي از انفجار نواختران و ساير اجرام سماوي تشكيل شده است .
43- بين الطلوعين ،TWILIGHT - در شبهاي تابستان كه هوا صاف ، بدون ابر گرم و
مساعد براي استراحت در پشت بام منزل است صبح دم قبل از بالا آمدن خورشيد مي
توانيد قسمتي از آسمان شب را كه خورشيد از آن قسمت بالا مي آيد ببينيد ؛
روشنايي شگفت انگيز آبي و سفيد كه نويد شروع روزي نو را مي دهند . هنگام غروب
نيز پس از اينكه آخرين لبه هاي قرص نوراني ستاره منظومه شمسي ما در افق ناپديد
مي شود ، آسمان افق مانند در يايي از خون به رنگ سرخ تند و تبعات طيف سرخ در مي
آيد و آغاز شب را خبر مي دهد . بين الطلوعين حالتي است قبل از طلوع خورشيد و
بعد از غروب آن كه به دليل تفرق (پراكندگي) نور در لايه هاي هوا اتفاق مي افتد
.
44- بيوسفر ، BIOSPHER – به معناي ((زيست كره)) يا ((زيست سپهر)) است كه در
اصطلاح به هر كره اي كه آثاري از حيات بر آن باشد اطلاق مي گردد . در منظومه
شمسي تنها سياره اي كه بيوسفر فعال و زنده دارد ، كره زمين است . حتي در مريخ
نيز كه زماني سرشار از حيات تصور مي شد هيچ ارگانيسم زنده اي وجود ندارد .
45- پارسك ، PARSEC – مخفف كلمات پارا لاكس به معناي اختلاف منظر و ثانيه است و
واحد مسافت مي باشد . يك پارسك فاصله نقطه اي در فضا است كه زاويه اختلاف منظري
آن تا منظومه شمسي برابر با يك ثانيه قوسي باشد . چون ميزان روشنايي و قدر
ظاهري ستارگان به دليل فواصل مختلف آنها از ناظر زميني مقياس ثابتي نداشت
ستارشناسات بر آن شدند تا همه اجرام ستاره اي را به يك فاصله ثابت ببرند و سپس
به تعيين ميزان روشنايي و قدر آنها بپردازند . قدري كه بدين ترتيب محاسبه مي
شود قدر مطلق نام دارد كم در شماره 204 اين مجموعه در باره آن شرح مي دهيم .
البته چون واحد پارسك ، واحد بزرگي برابر با 1/30 ميليارد كيلومتر يا 26/3 سال
نوري و يا 265/206 واحد نجومي است مي توان از آن براي تعيين فواصل حقيقي اجرام
سماوي نيز استفاده كرد (به شكل 4 دقت كنيد) .
46- پراش نور ، DIFFRACTION OF LIGHT – يك پديده فيزيكي است كه نور حين عبور از
يك شكاف باريك يا يك سوراخ كوچك از خود نشان مي دهد و در نتيجه آن ، نوارهاي
تاريك و روشن متناوب ايجاد مي گردد .
47- پراكندگي ريلي ، SCATTERING OF RAYLEIGH - در سال 1882 رابرت جي . اس . لرد
ريلي ، فيزيك دان انگليسي در آزمايشهاي خود فهميد كه چگالي نيتروژن هوا از
چگالي نيتروژني كه از مواد شيميايي ديگر بدست مي آيد بيشتر است . با استفاده از
روش طيفنمايي وقتي كه پس از خارج كردن نيتروژن هوا گاز باقيمانده را گرم كردند
و به بررسي طيف آن پرداختند گروه جديدي خطوط روشن در طيف ديده شد ؛ بدين ترتيب
گاز بياثر آرگون كشف گرديد .
روشنايي ضعيفي كه سرتار آسمان شب را حتي در غياب ماه فرا مي گيرد دليلي بر وجود
گاز هاي غير عادي در طبقات بالاتر جو زمين است مقدار نوري كه سبب اين روشنايي
مي شود ، به طور قابل ملاحظه اي بيشتر از نور ستارگان است ، اما به قدري
پراكنده مي باشد كه جز به وسيله ابزارهاي دقيق تور سنجي قابل اندازه گيري نيست
. گاز هاي غير عادي طبقات فوقاني جو – كه به آنها اشاره كرديم – در واقع اكسيژن
و نيتروژن يك اتمي هستند كه بر اثر تابش هاي پر انرژي خورشيد كه مولكول ها را
به اتم هاي منفرد مي شكنند در جو بالا توليد مي شوند . بنابراين مي توان نتيجه
گرفت كه روشنايي شب كه در اصطلاح به آن پراكندگي ريلي اطلاق مي شود بر اثر
تركيب مجدد اتمهايي كه در روشنايي روز به دليل تابش پر انرژي خورشيد از حاللت
مولكولي خارج شده بودند ايجاد مي شود و اين نور پراكمده حاصل بازگشت الكترونها
به مدار اوليه خود و پس دادن فوتون هاي نور به محيط – يعني آسمان شب – است . بر
طبق نظريه لرد ريلي اتم ها و مولكول هاي هر گاز نور را با بازده اي مشخصي كه با
توان چهارم طول موج نسبت عكس دارد پراكنده مي كند .
48- پسي ، Psi – بيست و سومين حرف از الفباي يوناني است كه با نماد (( )) يا ((
)) مشخص مي گردد . .
49- پلاريزاسيون ، POLARIZATION – پلاريزاسيون يا ((قطبش نور)) در اصطلاح به
عملي گفته مي شود كه در آن راستاي انتشار و ارتعاش امواج – بخصوص نور – را در
يك صفحه قرار مي دهند . به عبارت بهتر هنگام عبور يك موج عظيم از فضا اگر
بتوانيد با قرار دادن فيلتر ها (صافي ها) ي بخصوص راستاي انتشار اين امواج را
ثابت نگه داريم ، امواج مزبور از اين پس فقط از همان نوع صافي عبور خواهند كرد
و از صالفي هاي ديگر كه ساختمان بلوري ديگري دارند عبور نمي كنند و جذب مي شوند
. علت اينكه برخي عينك ها خيلي تيره يا شبيه به آينه به نظر مي رسند نيز اين
است كه سطح شيشه آ را با يك لايه از رنگ مخصوصي كه نقش صافي را بازي مي كند مي
پوشاند و نور حين عبور از آن پولاريزه يا قطبي مي شود و در بازتاب از داخل عينك
– كه دليل اساسي شفافيت يك شيشه است – نمي تواند از صافي عبور كند و در نهايت
نوري از پشت شيشه به چشم ما نمي رسد ؛ بنابراين عينك را تيره مي بينيم .
عمل قطبش در ستاره شناسي كاربرد زيادي و به ما كمك مي كند تا اطلاع بيشتريي در
خصوص امواج الكترومغناطيس صادره از ستارگان بدست آوريم .