50 – پلاسما ، PLASMA – حالتي از ماده است كه در دماي خيلي بالا بوجود مي آيد و
ساختارهاي مولكولي مفهوم خود را در اين وضعيت از دست مي دهند . در حالت پلاسما
اتم ها و ذرات زير اتمي مانند مانند الكترون و پروتون و نوترون آزادانه در محيط
حركت مي كنند و تغيير موقعيت مي دهند . حالت ماده متشكله تمامي ستارگان ،
پلاسما است .
51- پي ، PI - شانزدهمين حرف از حروف يوناني با نماد (( )) يا (( )) است به
عنوان ضريب براي محاسبه حجم معيني از فضا يا محيط و مساحت در هندسه مسطحه به
كار مي رود .
52- تابش ، RADIATION تابش يا تشعشع ، عملي است كه طي آن صورت هاي معيني از
انرژي – مانند امواج الكترو مغناطيس يا گرما – از منبع خاصي كه مي تواند فيزيكي
، شيميايي يا زيستي باشد گسيل مي شود و در فضا انتشار مي يابند . قوانين تايش
در ستاره شناسي عملي از اهميت خاصي برخوردارند .
53- تاو ، TAV - نوزدهمين حرف از الفباي يوناني با نماد (( )) يا (( )) است .
54- تتا ، THETA – ششمين حرف از الفباي يوناني با نماد (( )) است كه در فيزيك
براي نمايش كميتهاي گرمايي بكار مي رود و در ستاره شناسي از آن براي ناميدن
زواياي مقابل به كمانهاي مسافت ، روي كره سماوي استفاده مي شود .
55- تحويل سال ، REVOLUTION ANNORUM - زماني را گويند كه بر اساس يك سال نماي
معين ، مدت قرار دادي سال به اتمام رسيده باشد و وارد مدت قرار دادي جديدي شده
باشيم . در نجوم ، وقتي كه خورشيد وارد صورت فلكي حمل يا بره مي شود در اصطلاح
مي گويند : سال تحويل گرديده است . زمان ورود خورشيد به اين صورت فلكي مقارن
است با روز اول اعتدال بهاري كه شرح آن رادر شماره 22 مشاهده كرديد .
56- تداخل نور ، INTERFERENCE OF LIGHT – توماس يانگ پزشك و فيزيك دان انگليسي
در سال 1801 ميلادي براي روشن كردن قضيه موجي يا ذره اي بودن نور آزمايش ساده
اي انجام داد او يك دسته اشعه باريك نور را از دو سوراخ نزديك به هم گذراند و
به پرده مقابل تاباند .
اگر تئوري ذره اي بودن نور دست بود ، محل تلاقي دو دسته اشعه اي كه از سوراخ ها
عبور كرده بودند بايد روي پرده روشن تر از جاهاي ديگر به نظر مي رسيد اما
اينطور نشد و روي پرده يك گروه نوارهاي روشن تشكيل شد كه هر يك به وسيله يك
نوار تاريك از ديگري جدا گرديده بود ؛ به عبارت ديگر به نظر مي آمد كه نوارهاي
تاريك به خاطر تجمع دو دسته اشعه نوراني ايجاد شده اند . اين پديده با تئوري
موجي بودن نور به آساني توجيه گرديد ، زيرا نوارهاي روشن نشان دهنده تقويت
امواج يكي از دسته ها به وسيله امواج دسته ديگر مي باشد و اصولاً هر جا كه دو
موج ((هم فاز)) شوند اثر يكديگر را تشديد و تقويت مي كنند ، ولي اگر در فاز
متقابل قرار گيرند يكديگر را خنثي مي نمايند و نوارهاي تاريك را به وجود مي
آورند . در محل فاز متقابل امواج نوراني به جاي اينكه يكديگر را تقويت كنند با
هم ((تداخل)) كرده و انرژي خالص نور در آن محل به صفر مي رسد .از تداخل نور
براي محاسبه طول موج نور گسيل شده ار هر منبع نوراني استفاده مي شود و ستاره
شناسان را قادر مي سازد تا بدين وسيله اطلاعات بيشتري از ستارگان و طول موج
انها به دست اورند .
57- تشعشعات الكترو مغناطيسي -نور مرئي اين امكان را به ما ميدهد كه ما ببينيم
چشمهاي بشر به طيف رنگهاي نور گسيل شده از خورشيد بسيار حساس است و براحتي قادر
به تفكيك رنگها از يكديگر ميباشد ولي انواع ديگري از نور وجود دارد كه غير مرئي
اند و با چشم معمولي نمي توان انها را ديد . هر گونه از اين نورها داراي طول
موجهايي با اندازه هاي متتفاوتند و نام انها را اغلب مي شنويم يا در كتب علمي
ميخوانيم .پرتو الفاو بتاو گاما وفرانبنفش و فرو سرخ و ميكروموج امواج راديويي
و امواج رادار همگي عضو يك خانواده بزرگ به نام تابش الكترو مغناطيسي هستند كه
بدون انها علومي همچون فيزيك و اختر فيزيك و نجوم عملا فايده خود را از دست
خواهند داد.علت نامگذاري اين خانو اده به الكترو مغناطيسي ان است كه تابش در
اين گروه مربوط به پديده هاي الكتريكي و مغناطيسي منبع منتشر كننده ان ميباشد.
58-ترموسفر: به ان كره گرما يا گرما سپهر نيز ميگويند و نام لايه اي از لايه
هاي جو زمين است كه هواي موجود در ان فقط چند هزارم از يك درصد جرم كل هواي
زمين را تشكيل ميدهد .اتمها در اين منطقه بسيار پراكندهاند و اين پراكندگي سبب
ميشود كه دما بطور پيوسته و يكنواخت افزايش يابدد و مثلا در ارتفاع پانصد
كيلومتري به حدود هزار درجه سانتيگراد برسد .البته در اينجا مقصود از دما بيان
گرما نيست بلكه صرفا مقياسي براي نمايش سرعت ذرات است .
59-ترو پروسفر -يا ((كره تغيير))نام لايه اشفته اي از طبقات جو زمين است كه كه
شامل ابرها،بادها،توفانها،و همه تغييرات ديگر مربوط به هوا ميباشد .تروپسفر در
زير لايه ديگري به نام استراتوسفر ((STRATOSPHER ))قرار دارد كه به معناي ((كره
چندلايه))است و از گازهاي سبكتري مانند هليم وهيدروژن تشكيل گرديده است . مرز
ميان اين دو لايه جوي را تروپوپوز((TROPOPAUSE ))ميناند كه به معناي ((انتهاي
تغيير ))ميباشد و مرز ميان استراتوسفر و زمين را در اصطلاح
استراتوپوز((STRTOPAUSE))مينامند
60 تصحيح كره، - وقتي يك كره مانند كره جغرافيا را بر يك سطح صاف پهن كنيم در
اصطلاح انرا تسطيح كردهايم .فايده تسطيح ان اين است كه تغييرات جوي را در كره
زمين به ما نشان دهد.